<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://pelekan.loxblog.com</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>نگرانی‌های کارآفرینان جوان</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/نگرانیهای-کارآفرینان-جوان</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/نگرانیهای-کارآفرینان-جوان</guid>

<description><![CDATA[
من شرکت &nbsp;پاندورا را همراه دو نفر از دوستانم در پایان سال 1999 تاسیس کردم. در عرض چند ماه توانستیم تامین&zwnj;کنندگان اولیه را افزایش دهیم &nbsp;و پروژه ساخت ژنوم موسیقی را شروع کنیم. دوران هیجان انگیزی بود.

کلا در یک استودیو در آپارتمان کوچک جا شده بودیم، طرح کسب&zwnj;و&zwnj;کار را روی وایت برد می&zwnj;کشیدیم، نوازندگان و مهندسان را به استخدام در می&zwnj;آوردیم، محصول جدید اختراع می&zwnj;کردیم و کم&zwnj;کم وارد بازی توسعه شرکت&nbsp;شدیم.&nbsp;

منبع: دنیای اقتصاد
متن کامل در ادامه مطلب
دسته بندی: مطالب آموزشی (کارآفرینی)

من شرکت &nbsp;پاندورا را همراه دو نفر از دوستانم در پایان سال 1999 تاسیس کردم. در عرض چند ماه توانستیم تامین&zwnj;کنندگان اولیه را افزایش دهیم &nbsp;و پروژه ساخت ژنوم موسیقی را شروع کنیم. دوران هیجان انگیزی بود.

کلا در یک استودیو در آپارتمان کوچک جا شده بودیم، طرح کسب&zwnj;و&zwnj;کار را روی وایت برد می&zwnj;کشیدیم، نوازندگان و مهندسان را به استخدام در می&zwnj;آوردیم، محصول جدید اختراع می&zwnj;کردیم و کم&zwnj;کم وارد بازی توسعه شرکت&nbsp;شدیم.&nbsp;

یکباره همه چیز سخت شد. کم کم پول کم آوردیم و درگیر تلاشی طولانی و خسته کننده برای نجات خود شدیم. 4 سالی زمان برد، چندین مدل کسب&zwnj;و&zwnj;کار تغییر دادیم و پیش از اینکه بتوانیم مبلغ سرمایه&zwnj;گذاری را افزایش دهیم 348 سرمایه&zwnj;گذار را از دست دادیم. زمانی که مجبور به تعطیل کردن کسب&zwnj;وکار خود شدیم، در ماه مارس سال 2004، نزدیک به 2 میلیون دلار از حقوق و دستمزدها به تعویق افتاده بود، کلی بدهی کارت اعتباری بالا آورده بودیم و با دعاوی دادگاهی و دستور تخلیه دست به گریبان بودیم. در این مدت هر نوع چالشی را که می&zwnj;توان برای یک کسب&zwnj;و&zwnj;کار جدید تصور کرد تجربه کردیم. چنان فرآیند دیوانه&zwnj;کننده&zwnj;ای بود که با هیچ معیاری نمی&zwnj;توانستیم جان سالم به در بریم و به همان قدر که از پیشرفت برنامه پاندورا لذت بردم، آن روزها را هیچ وقت از یاد نمی&zwnj;برم.وقتی مردم از چالش&zwnj;های شروع یک کسب&zwnj;و&zwnj;کار حرف می&zwnj;زنند بیشتر صحبت&zwnj;ها حول چالش&zwnj;های خارجی تمرکز دارد: جمع آوری پول، پیدا کردن افراد ماهر، غلبه بر رقابت&zwnj;ها، ایجاد آگاهی و غیره. البته اینها همه موانع مهمی هستند که برای شروع هر کسب&zwnj;وکاری پیش می&zwnj;آید. اما برای ما بزرگ&zwnj;ترین مانع، عوامل داخلی بود، من با اثرات فردی ناشی از اجبار مداوم به قرض گرفتن پول و هدر دادن وقت دیگران دست و پنجه نرم می&zwnj;کردم و همه اینها بابت کاری بود که شانس کمی برای موفقیت اش وجود داشت. حس بسیار بدی داشتم و تحمل این فشارها با گذشت هر سال سخت&zwnj;تر می&zwnj;شد. در ابتدای كار تبادل نظر با سرمایه&zwnj;گذاران آسان است. اشتیاق زیادی دارید. از حس دیوانه&zwnj;کننده تلاش و شوق ابداع می&zwnj;آید سپس، همین که ایده&zwnj;تان با واقعیات بازار می&zwnj;آمیزد سرعت&zwnj;تان کاهش می&zwnj;یابد، مگر اینکه خیلی خوش شانس باشید. صعود دشوار می&zwnj;شود و شما این مهم را از یاد می&zwnj;برید. این زمانی است که شما به عنوان یک رهبر واقعا مورد آزمایش قرار می&zwnj;گیرید. در فقدان شواهدی که متضمن حمایت مستمر حامیانتان است، آیا می&zwnj;توانید همچنان وفاداری آنها را حفظ کنید؟چهار سال برای من مدت زمان زیادی بود تا با این قضیه دست و پنجه&zwnj;نرم کنم. خیلی زود فهمیدم که راه&zwnj; در این نیست که تظاهر کنم اوضاع چندان بد نیست، یا به جای تجربه کردن به بازسازی و شروع دوباره روی آورم. در عوض، راه&zwnj;حل از توصیه&zwnj;ای ساده و به موقع پیدا شد. یک روز کسی به من گفت که &laquo;از نگرانی دست بردارم.&raquo; درست به هدف زده بود. در واقع من بسیار نگران و شرمنده بودم و شرم و نگرانی احساس فلج کننده&zwnj; برای یک کارآفرین است. پول شما اشتیاق و باورتان است، این چیزی است که سرمایه&zwnj;گذاران و مردم را به سمت شما جذب می&zwnj;کند و همان سرچشمه&zwnj;ای است که وقتی از دیوار نگرانی&zwnj;های روزانه بالا می&zwnj;روید روحیه&zwnj;تان را حفظ می&zwnj;کند. اگر این عزم و اراده را از دست بدهید، میل خود را نیز به سرعت از دست خواهید داد و با فشار&zwnj;های خارجی و شک و تردیدی که به همراه آن می&zwnj;آید در هم خواهید شکست. اعتماد دائمی دوستان، خانواده و کارمندان برای نگه داشتن این شرکت، در من حس رو به رشدی از شکست و عقب ماندن از راه&zwnj;های حرفه&zwnj;ای دیگر ایجاد کرده بود. توصیه بهنگام به من کمک کرد که این حس را در هم بشکنم. این مساله به من یادآور شد که راه&zwnj;اندازی یک کسب&zwnj;وکار جدید از همان مراحل و مزایای مشاغل استاندارد پیروی نمی&zwnj;کند و تا زمانی که من پیشرفت کارم را با همان معیار اندازه&zwnj;گیری کنم، با این کار کنار نخواهم آمد. حقیقت این است که راه&zwnj;اندازی یک کار تجربه و ماجراجویی است و پر از چیزهای نامعقول است.همین که این دیدگاه را پیدا کردم، مدیریت شک و تردیدهایی که داشتم آسان شد و تمام آن کارهایی که باید انجام می&zwnj;دادم با یقین و اشتیاق همراه شد. در نهایت، من فکر می&zwnj;کنم که سرمایه&zwnj;گذاران خریدار آن اعتماد به نفس و حس هدفمندی بودند. این یک جورخوش بینی دائمی است، اما از نوعی که با خود فرصت به همراه می&zwnj;آورد. در طول پنج سال گذشته، من فرصت دیدار با بسیاری از کارآفرینان موفق را داشتم و همچنین کسانی که تقریبا نسخه&zwnj;ای از آنچه من خود از سر گذرانده بودم را تجربه می&zwnj;کردند.شروع کار تازه سخت است. به ندرت موفقیت&zwnj;آمیز است و بسیار متفاوت از آن چیزی است که اطرافیانتان توان همراهی با آن را دارند. درک کامل احتمال کم بودن وفقیت و با این وجود استقبال از آن، در واقع به جای شرم و نگرانی به شما اعتماد به نفس می&zwnj;دهد.من مرتبا مردمی را می&zwnj;بینم که با تنش&zwnj;های دشواری زندگی می&zwnj;کنند، نگرانی شان را می&zwnj;توانم حس کنم، اما شما با دیدگاه درست می&zwnj;توانید ذهن خود را آرام کنید و در واقع از آنچه پیش&zwnj;رو است، لذت ببرید.من به دنبال کردن میل و علاقه بسیار اعتقاد دارم هرچه بیشتر آرمان گرا باشید، بهتر است. شما یک بار زندگی می&zwnj;کنید، سعی کنید با بیشترین سرعت به جلو حرکت کنید و تمام تلاش خود را بکنید تا سربلند شوید.


منبع: دنیای اقتصاد
دسته بندی: مطالب آموزشی (کارآفرینی)
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شما می‌توانید کارآفرین شوید؟</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/شما-میتوانید-کارآفرین-شوید</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/شما-میتوانید-کارآفرین-شوید</guid>

<description><![CDATA[
تقریبا همه مطالبی که درباره کارآفرینی نوشته شده&zwnj;اند اذعان دارند که همه مردم نمی&zwnj;توانند کارآفرین باشند. با این وجود از خصوصیات اخلاقی مانند وجدان کاری، پشتکار، قدرت متقاعدکنندگی و انضباط که در افراد عادی هم وجود دارد به عنوان صفت&zwnj;های مشترک میان کارآفرین&zwnj;های بزرگ نام برده می&zwnj;شود.

نتیجه حدود 25 سال مطالعه من &nbsp;درباره کارآفرین&zwnj;ها این بود که عوامل اصلی موفقیت کار آفرین&zwnj;ها از نظر عموم افراد جامعه فاقد اهمیت تلقی می&zwnj;شود.به طور مثال افرادی مانند &laquo;جان دی راکفلر&raquo;، &laquo;هنری فورد&raquo; و &laquo;اپرا وینفری&raquo; &nbsp;با پیروی کردن از روش&zwnj;هایی که پیشگامان مدیریتی جامعه &nbsp;پیشنهاد می&zwnj;کردند، به موفقیت نرسیدند.
منبع: دنیای اقتصاد
متن کامل در ادامه مطلب
دسته بندی: مطالب آموزشی (کارآفرینی)
تقریبا همه مطالبی که درباره کارآفرینی نوشته شده&zwnj;اند اذعان دارند که همه مردم نمی&zwnj;توانند کارآفرین باشند.&nbsp;با این وجود از خصوصیات اخلاقی مانند وجدان کاری، پشتکار، قدرت متقاعدکنندگی و انضباط که در افراد عادی هم وجود دارد به عنوان صفت&zwnj;های مشترک میان کارآفرین&zwnj;های بزرگ نام برده می&zwnj;شود.

نتیجه حدود 25 سال مطالعه من &nbsp;درباره کارآفرین&zwnj;ها این بود که عوامل اصلی موفقیت کار آفرین&zwnj;ها از نظر عموم افراد جامعه فاقد اهمیت تلقی می&zwnj;شود.به طور مثال افرادی مانند &laquo;جان دی راکفلر&raquo;، &laquo;هنری فورد&raquo; و &laquo;اپرا وینفری&raquo; &nbsp;با پیروی کردن از روش&zwnj;هایی که پیشگامان مدیریتی جامعه &nbsp;پیشنهاد می&zwnj;کردند، به موفقیت نرسیدند.
می&zwnj;توان گفت اولین گام برای کارآفرینی این است که چیزهایی که دیگران درباره شما می&zwnj;گویند و القابی که به شما می&zwnj;دهند را باور نکنید. شاید توانایی&zwnj;های شما دارایی واقعی شما باشند. در اینجا 12 نشانه&zwnj;ای که ممکن است از نظر عموم نقصان یا نقطه ضعف تلقی شوند فهرست شده&zwnj;اند که در واقع می&zwnj;توانند نشانه&zwnj;ای از وجود استعداد کارآفرینی در شما باشند. 1. نفرت از وضع موجود. برای شما انجام برخی کارها در زمان&zwnj;های ثابت و غیرقابل تغییر (بدون اینکه دلیل منطقی برای آن وجود داشته باشد) بی معنی است. تمایلی به حرکت همراه موج یا اینکه بیکار در جای خود نشستن ندارید. همچنین نمی&zwnj;خواهید دنباله&zwnj;رو توده مردم باشید. 2. به سادگی حوصله&zwnj;تان سر می&zwnj;رود. شما متوجه می&zwnj;شوید که خیلی زود حوصله تان سر می&zwnj;رود و از نظر دیگران شما به یک مشکل تبدیل شده&zwnj;اید؛ اما تنها مشکل شما این است که از انجام کارهایی که چالش برانگیز نبوده و در حد قابلیت&zwnj;های شما نیستند، خسته شده&zwnj;اید. همین عامل دلیل نفرت شما نسبت به بسیاری از کلاس&zwnj;های درسی که در آنها شرکت می&zwnj;کردید شده است. به یاد بیاورید که بیل گیتس از دانشگاه اخراج شد تا تبدیل به ثروتمند&zwnj;ترین فرد دنیا بشود. 3. از شغل&zwnj;هایتان اخراج می&zwnj;شوید. خلاقیت بیش از &zwnj;اندازه برای خودتان خوب است ولی وقتی برای دیگران کار می&zwnj;کنید ممکن است مشکل ساز باشد. همین عامل دلیل اصلی از دست دادن شغل&zwnj;های من بود. برای شما خیلی دشوار است که مانند یک دندانه در چرخ عمل کنید، چون می&zwnj;خواهید چیز جدیدی خلق کنید و الهام بخش دیگران باشید. 4. مشهور به سرکش بودن. باور شما این است که بزرگی وقتی است که از خط قرینه با دیگران خارج شده باشید. اینگونه می&zwnj;پندارید که سیاست&zwnj;ها، قوانین و مقررات برای شما نوشته نشده&zwnj;اند و به عنوان یک فرد سرکش برای تغییر آن تلاش می&zwnj;کنید.5. مقاومت در برابر اقتدار (مرجع قدرت). در طول زندگی سابقه طولانی از مقاومت در برابر اقتدار دارید. از اقتدار پدر مادر گرفته تا معلمان و روسا. هرگز نتوانسته&zwnj;اید با هنجارهای گروهی یا اجتماعی در کار یا زندگی کنار بیایید.6. آمادگی برای بهبود همه چیز. دائما به این فکر می&zwnj;کنید که چگونه می&zwnj;شود کارها را بهتر انجام داد. علاوه براین نظرتان درباره عملکرد دیگران را خیلی راحت بیان و روشی که باعث بهبود جزئی در انجام کار می&zwnj;شود را اظهار می&zwnj;کنید، حتی وقتی که کسی نظر شمارا نپرسیدهباشد. 7. ناتوان از گپ زدن. برای شما مشکل است که مانند اغلب مردم که خیلی راحت با هم گفت&zwnj;وگو&zwnj;های غیررسمی انجام می&zwnj;دهند با دیگران گپ بزنید. از نظر شما این شیوه برقراری ارتباط اجتماعی و ایجاد تفاهم، نوعی اتلاف وقت است و برای شما ناراحتی ایجاد می&zwnj;کند. 8. تحکم کردن درکودکی. در کودکی از دیگران به شدت انتقاد و حتی بر آنها تحکم می&zwnj;کردید.&zwnj; این موضوع می&zwnj;تواند دلیلی باشد بر اینکه گرایش به اثبات برتری خود به جهان داشته&zwnj;اید و تمایل داشتید دیگران شما را به عنوان یک قدرت برتر محسوب کنند. 9. سماجت. احتمالا به شما برچسب سمج بودن زده شده چون وقتی کاری را شروع می&zwnj;کنید به سختی می&zwnj;توانید آن را رها کنید. اجازه ندهید کسی شما را متقاعد کند که این صفت یک بیماری یا کمبود است. همه کارآفرین&zwnj;های بزرگ غرق در چشم&zwnj;اندازهای خودشان هستند. یکی از نمونه&zwnj;های متاخر هوارد شوالزر بنیانگذار کافی شاپ&zwnj;های زنجیره&zwnj;ای استارباکس است که زمانی حتی خانواده او تلاش می&zwnj;کردند او را متقاعد کنند که از این کار دست بردارد. 10. ترس از تنها شدن. شخصیت کارآفرین درونی شما از اینکه هنگام ابراز وجود تنها بماند می&zwnj;ترسد - همچنین از اینکه خود را ظاهر نکند هراس دارد. این ترس در جامعه ما عمومیت دارد، زیرا به قدری شرطی شده&zwnj;ایم که باور داریم ریسک کارآفرینی خیلی بالاتر از داشتن یک &laquo; شغل ثابت&raquo; است. واقعیت این است که هم کارآفرینی هم داشتن شغل ثابت ریسک ناپایداری دارند. 11. ناتوانی از رها کردن امور. نمی&zwnj;توانید شب&zwnj;ها بخوابید زیرا قادر نیستید فکر کردن را متوقف کنید. یک&zwnj;ایده ممکن است فقط یک رویاي شبانه باشد. ولی صبح روز بعد خود را درگیر با آن می&zwnj;بینید، بدون اینکه قادر به رها کردن آن باشید و شما را از کارهایی که قرار است انجام دهید منحرف می&zwnj;کند. 12. با معیارها سازگاری ندارید. معمولا از پوسته پیرامون خود ناراحت هستید. این ناراحتی تا زمانی که &zwnj;ایده&zwnj;ای که شما را از بیشتر مردم متمایز کند عملی كنيد، ادامه پیدا می&zwnj;کند. این عامل انگیزاننده&zwnj;ای است که شما برای آگاهی از وجود کارآفرین درونی خود و به جهان واقعی آوردن آن احتیاج دارید.
منبع: دنیای اقتصاد
دسته بندی: مطالب آموزشی (کارآفرینی)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>5 خطایی که کارآفرینان باید از آن پرهیز کنند</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/5-خطایی-که-کارآفرینان-باید-از-آن-پرهیز-کنند</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/5-خطایی-که-کارآفرینان-باید-از-آن-پرهیز-کنند</guid>

<description><![CDATA[
اگر همت، ذکاوت کسب&zwnj;وکار و کار سخت تنها فاکتورهای لازم برای تاسیس یک شرکت بود، شروع هر کسب&zwnj;وکاری می&zwnj;توانست موفقیت آمیز باشد. در حقیقت، به راه&zwnj;انداختن یک کسب&zwnj;وکار تازه و ادامه آن، به چیزی بیش از&zwnj;ایده&zwnj;های خوب، ابتکار و سرمایه نیاز دارد. این موضوع همچنین به معنای ایجاد چالش&zwnj; کمتر برای خود و از پیش رو برداشتن قدرت&zwnj;ها و تهدیدهایی است که کسب&zwnj;وکار شما را در آستانه فروپاشی قرار می&zwnj;دهد.

در این قسمت به 5 اشتباهی اشاره می&zwnj;شود که باید در حین سفری که برای کارآفرینی شروع کرده&zwnj;اید، از آنها پرهیز کنید. اگر حس کردید به سمت یکی از این اشتباهات منحرف شده&zwnj;اید، آرامش خود را حفظ کنید و شرکت را به سوی مسیر درست هدایت کنید.
منبع: دنیای اقتصاد
متن کامل در ادامه مطلب
دسته بندی: مطالب آموزشی (کارآفرینی)
اگر همت، ذکاوت کسب&zwnj;وکار و کار سخت تنها فاکتورهای لازم برای تاسیس یک شرکت بود، شروع هر کسب&zwnj;وکاری می&zwnj;توانست موفقیت آمیز باشد.&nbsp;در حقیقت، به راه&zwnj;انداختن یک کسب&zwnj;وکار تازه و ادامه آن، به چیزی بیش از&zwnj;ایده&zwnj;های خوب، ابتکار و سرمایه نیاز دارد. این موضوع همچنین به معنای ایجاد چالش&zwnj; کمتر برای خود و از پیش رو برداشتن قدرت&zwnj;ها و تهدیدهایی است که کسب&zwnj;وکار شما را در آستانه فروپاشی قرار می&zwnj;دهد.

در این قسمت به 5 اشتباهی اشاره می&zwnj;شود که باید در حین سفری که برای کارآفرینی شروع کرده&zwnj;اید، از آنها پرهیز کنید. اگر حس کردید به سمت یکی از این اشتباهات منحرف شده&zwnj;اید، آرامش خود را حفظ کنید و شرکت را به سوی مسیر درست هدایت کنید.
1) تمرکز کردن بر موارد اشتباهمشکل برخی کارآفرینان، تولید یک&zwnj;ایده خوب نیست، بلکه به نظر می&zwnj;رسد برای آنها کمبودی از این نظر وجود ندارد. در این شرایط، دنبال کردن آنها یا تغییر دادن مداوم آنها برای اجرایی کردنشان، باعث کاهش سرعت راه&zwnj;اندازی یک کسب&zwnj;وکار جدید می&zwnj;شود.مایکل لازرو، یکی از بنیانگذاران شرکت بادی مدیا، در یکی از پست&zwnj;های شبکه اجتماعی خود عنوان کرده که &laquo;کارآفرینان موفق تنها روی تلاش&zwnj;هایی که اهمیت دارند تمرکز می&zwnj;کنند و می&zwnj;توانند بقیه موارد را کنار بگذارند. به همین سادگی،&zwnj; آنها افرادی هستند که تنها روی موفقیت تمرکز می&zwnj;کنند.&raquo; سه اولویت خاص را که باید در شش تا 12 ماه بعد برای شرکت&zwnj;تان به سرانجام برسانید، تعیین کنید و این اولویت&zwnj;ها را به صورت کاملا مقتدرانه با تیم&zwnj;تان دنبال کنید.2) پنهان شدن پشت NDAاستفاده از توافقنامه عدم افشا یا NDA (توافقنامه&zwnj;ای که اشخاص را به افشا نکردن اطلاعات به صورت دو یا چندجانبه متعهد می&zwnj;کند)، قبل از اینکه حتی در مورد هدف کسب&zwnj;وکار جدیدتان گفت&zwnj;وگو کرده باشید یا برای آن برنامه&zwnj;ریزی کرده باشید، قطعا باعث می&zwnj;شود شرکا و سرمایه&zwnj;گذاران احتمالی از شما دور شوند. دیگران را در مورد مسائل و جزئیات کارتان مطلع نکنید، اما از اینکه درباره عقیده&zwnj;های خود در مورد کسب&zwnj;وکار در جلسه&zwnj;ها و دیگر مراسم ویژه صحبت کنید، ترسی نداشته باشید. جیان لب، یکی از موسسین شرکت آب&zwnj;هاش کومار می&zwnj;گوید: &laquo;وقتی می&zwnj;خواهید NDA را در مقابل کسانی که می&zwnj;خواهند به شما کمک کنند به زور پیش ببرید، شخصی در جای دیگر در حال برنامه&zwnj;ریزی و اجرای هدف شماست. بنابراین، سعی کنید با دیگران صحبت کنید. او این&zwnj;گونه استدلال می&zwnj;کند که یک&zwnj;ایده کسب&zwnj;وکار، به خودی خود بی&zwnj;ارزش است و اگر آن را برای روز مبادا نگهدارید، فقط می&zwnj;توانید مطمئن شوید که از بین می&zwnj;رود. به گفته آلیسون جانستون، مدیرعامل شرکت اینستا، اینکه به مردم اجازه دهید تا زیرچشمی از پشت پرده نگاهی بیندازند بیش از آنکه ضرر داشته باشد، مفید است. گفت&zwnj;وگو کردن با دیگران در مورد راه&zwnj;اندازی یک کسب&zwnj;وکار جدید، به شما چشم&zwnj;انداز وسیع&zwnj;تری می&zwnj;دهد تا بدانید که مشکلات کار از کجا ناشی می&zwnj;شوند و چه چیزهایی مورد پسند مردم هست یا نیست. این امر باعث می&zwnj;شود راهکارهایی که می&zwnj;توانید برای شروع کارتان از آن بهره ببرید، خودشان را به شما نشان دهند.3) ساختن سنگری از تنهایی با کمک تکنولوژیبر اساس نظر برایان کوهن، رییس سازمان سرمایه&zwnj;گذاری نیویورک آنجلز، کسب&zwnj;وکار یعنی روابط. برای پرورش دادن این موضوع، لازم است تا زمان کمتری را پشت کامپیوتر به تایپ کردن بپردازید و وقت خود را صرف بحث&zwnj;های رو در رو کنید. کسب&zwnj;وکار توسط شخص و پشت تلفن انجام می&zwnj;شود، نه در محل امن خود و از پشت کامپیوتر. ما همیشه والدین خود را به دلیل نداشتن آگاهی از تکنولوژی روز سرزنش می&zwnj;کنیم، اما در عین حال در حال تبدیل شدن به نسلی از کارآفرینان بزدل هستیم که با بی&zwnj;ارزش کردن مهارت&zwnj;های اجتماعی و ارتباطات انسانی، خود را به خطر&zwnj;انداخته&zwnj;ایم. درست است که فناوری موبایل و ابزار رسانه&zwnj;های اجتماعی ارتباطات را آسان کرده، اما زمانی که می&zwnj;خواهیم مبلغ سرمایه&zwnj;گذاری در کار را افزایش دهیم یا قراردادی را به سرانجام برسانیم، هیچ چیز جای یک دست دادن صمیمانه را نمی&zwnj;گیرد.4) خرید نرم&zwnj;افزار و سروراز سوی دیگر، نباید به طور کامل از تکنولوژی به خصوص تکنولوژی جدید رایانش ابری چشم پوشی کرد.در مصاحبه&zwnj;هایی که با کارآفرینان و صاحبان کسب&zwnj;وکارهای کوچک در مورد جوانب مثبت تکنولوژی صورت گرفته، یک موضوع مشترک ظاهر می&zwnj;شود: اینکه &laquo;اگر قرار باشد امروز کسب&zwnj;وکاری را راه&zwnj;اندازی کنم، حتما در حوزه تکنولوژی رایانش ابری خواهد بود.&raquo; برای کسب&zwnj;وکارهای کوچک و تازه&zwnj; کار، روزهای اختصاص دادن بخش زیادی از بودجه شرکت به پر کردن اتاق تجهیزات سرور با سرورهای مختلف، ذخیر&zwnj;سازی و شبکه&zwnj;سازی به پایان رسیده است. امروزه بازار خدمات ابری، عملا تمام خدمات IT و نرم&zwnj;افزارهای تجاری که شرکت&zwnj;های نوپا به آنها نیاز دارند را در اختیارشان قرار می&zwnj;دهند. بهترین قسمت این است که بیشتر خدماتی که سرویس&zwnj;های ابری عرضه می&zwnj;کنند به شما اجازه می&zwnj;دهند تا از خدمات آنها یا به صورت امتحانی با مقدار بسیار کمی هزینه یا به صورت رایگان و بدون هیچ&zwnj;گونه خطری استفاده کنید. اگر از آن راضی بودید، تنها هزینه اشتراک را پرداخت کنید و به استفاده از خدمات آنها ادامه دهید؛ بدون اینکه لازم باشد سروری خریداری کنید یا از نرم&zwnj;افزار خاصی استفاده کنید. 5) به آسانی موفق شدنشما کار خود را شروع کرده&zwnj;اید، درآمد خوبی دارید و حتی شاید سودی نیز نصیب شما شده است. بدون شک، راه&zwnj;اندازی کسب&zwnj;وکار جدید شما موفقیت آمیز بوده است. اما کار شما هنوز تمام نشده است. سعی کنید به موفقیتی که به دست آورده&zwnj;اید قانع نباشید. یعنی خیالتان راحت نباشد و انتظار نداشته باشید که روزهای خوب بدون هیچ تلاشی از طرف شما ادامه یابند. این مساله تلاش برای تعالی است و پیگیری آن باارزش است.چرا مردم به فروشگاه&zwnj;های اپل و دیگر برندهای معروف هجوم می&zwnj;آورند؟ بیشتر اوقات، این شرکت&zwnj;ها تعالی خود را در قالب ارائه خدمات عالی به مشتریان و تولید محصولاتی که باعث لذت آنها می&zwnj;شود، به دست می&zwnj;آورند. بنابراین اهداف خود را در بالاترین سطح قرار دهید، تا موفقیت به شما روی بیاورد.
منبع: دنیای اقتصاد
دسته بندی: مطالب آموزشی (کارآفرینی)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چگونه یک فرهنگ ریسک قوی ایجاد کنید؟</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/چگونه-یک-فرهنگ-ریسک-قوی-ایجاد-کنید</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/چگونه-یک-فرهنگ-ریسک-قوی-ایجاد-کنید</guid>

<description><![CDATA[
بسیاری از مدیران، مدیریت ریسک را کاملا جدی گرفته&zwnj;اند تا از این طریق بتوانند از بحران&zwnj;هایی که می&zwnj;تواند ارزش و اعتبار شرکت را خدشه&zwnj;دار کرده و حتی آن را از رده خارج کند، جلوگیری کنند.

به خصوص در حضور بحران مالی جهانی، بسیاری تلاش می&zwnj;کنند تا فرآیندهای مرتبط با ریسک بیشتری را پیاده&zwnj;سازی کرده و با نظارت بر ساختارهای موجود به تشخیص و تصحیح اشتباهات عملیاتی و جلوگیری از رخنه در ایمنی شرکت بپردازند، قبل از اینکه به فاجعه تبدیل شوند.
منبع: دنیای اقتصاد
متن کامل در ادامه مطلب
دسته بندی: مطالب آموزشی (مدیریت)
بسیاری از مدیران، مدیریت ریسک را کاملا جدی گرفته&zwnj;اند تا از این طریق بتوانند از بحران&zwnj;هایی که می&zwnj;تواند ارزش و اعتبار شرکت را خدشه&zwnj;دار کرده و حتی آن را از رده خارج کند، جلوگیری کنند.

به خصوص در حضور بحران مالی جهانی، بسیاری تلاش می&zwnj;کنند تا فرآیندهای مرتبط با ریسک بیشتری را پیاده&zwnj;سازی کرده و با نظارت بر ساختارهای موجود به تشخیص و تصحیح اشتباهات عملیاتی و جلوگیری از رخنه در ایمنی شرکت بپردازند، قبل از اینکه به فاجعه تبدیل شوند.
این فرآیندها و نظارت&zwnj;ها اگرچه لازمند اما تنها بخشی از داستان هستند، چراکه اگر نسبت به مدیریت نگرش&zwnj;ها و رفتارهایی که اولین خط دفاعی در مقابل ریسک محسوب می&zwnj;شوند، توجه نشود این بحران&zwnj;ها ادامه می&zwnj;يابند. این موضوع که به اصطلاح &laquo;فرهنگ ریسک&raquo; خوانده می&zwnj;شود مربوط به تصمیمات فردی است که حاکم بر فعالیت&zwnj;های روزانه هر سازمانی است و حتی تصمیم&zwnj;های کوچک و به ظاهر بی&zwnj;ضرر نیز می&zwnj;توانند در این راستا مهم تلقی شوند. داشتن یک فرهنگ ریسک قوی لزوما به این معنی نیست که شما ریسک کمتری را متحمل می&zwnj;شوید. شرکت&zwnj;هایی با قوی&zwnj;ترین فرهنگ ریسک نیز در واقع با ریسک&zwnj;های بسیاری مواجه می&zwnj;شوند مانند ورود به بازارهای جدید یا سرمایه&zwnj;گذاری بر طرح&zwnj;های جدید، و جالب این است که شرکت&zwnj;هایی با فرهنگ ریسک ناکارآمد تصور می&zwnj;کنند با ریسک کمتری مواجه هستند.البته بعید است برنامه&zwnj;ای وجود داشته باشد که بتواند کاملا شرکت را درمقابل حوادث پیش&zwnj;بینی نشده محافظت کند. اما معتقدیم که می&zwnj;توان فرهنگی ایجاد کرد که با وجود آن امکان آسیب دیدن در مقابل این حوادث کاهش یابد. در تحقیقات خود در این زمینه که با بررسی 30 شرکت جهانی و 20 مطالعه موردی انجام گرفته، دریافتیم کارآمدترین مدیران ریسک ویژگی&zwnj;های مشترکی دارند که آنها را قادر به پاسخگویی سریع می&zwnj;سازد.ویژگی&zwnj;های یک فرهنگ ریسک مستحکمکارآمدترین مدیران ریسک در مشاهده و تحقیق ما به محض روبه&zwnj;رو شدن با ریسک با سرعت عمل بالا آن را در راس زنجیره فرمان خود قرار می&zwnj;دهند و برای یافتن بهترین متخصص برای مقابله با آن در هر زمینه&zwnj;ای از مکانیسم سخت&zwnj;گیرانه سازمان فراتر می&zwnj;روند، مثلا اهمیت نمی&zwnj;دهند که فرد مورد نظر حتما عضو کمیته رسمی مدیریت ریسک سازمان باشد یا نه. آنها می&zwnj;توانند ماهرانه به ریسک پاسخ دهند چراکه وجود آن&zwnj;را آن&zwnj;گونه که هست تصدیق می&zwnj;کنند(به رسمیت شناختن ریسک)، سازمان را به شفافیت در زمینه ریسک&zwnj;های موجود تشویق می&zwnj;کنند، چراکه باعث می&zwnj;شود نشانه&zwnj;های اولیه این رویدادهای غیر منتظره قابل رویت شوند، و برای کنترل&zwnj;های داخلی اهمیت مضاعف قائل&zwnj;اند چه برای طراحی آنها یا پیوستن به آنها (اطمینان از توجه نسبت به ریسک).به رسمیت شناختن ریسکمدیرانی این ویژگی را دارند که از اعتمادبه&zwnj;نفس خاصی برخوردار باشند. به خصوص برای بحث داخل سازمان و با ذی&zwnj;نفعان این موضوع لازم است تا مدیران به سیاست و روش خود در این روند که ممکن است منجر به بحران شود، اعتماد داشته باشند.تفاوت بین شرکت&zwnj;هایی که این ویژگی &zwnj;را دارند یا فاقد آن هستند کاملا آشکار است. برای مثال دو موسسه مالی که در معرض ریسک&zwnj;های مشابهی هستند را در نظر بگیرید. شرکت اول در تمام سطوح، قرارگیری پیشاپیش در مقابل ریسک را فرهنگ خود قرار داده است. مثلا این ویژگی می&zwnj;تواند از طریق گردآوردن تعدادی از همکاران اجرایی در یک گروه باشد که درمورد مسائلی که تمام صنایع با آن مواجه هستند به بحث می&zwnj;پردازند. رویکرد این شرکت اینگونه است، &laquo;اگر با ریسک مواجه شدیم، آن را شناسایی می&zwnj;کنیم، ابعاد آن&zwnj; را اندازه می&zwnj;گیریم و اگر قابل اندازه&zwnj;گیری نیز نباشد به لحاظ کیفی مورد بررسی قرار می&zwnj;دهیم، پس حتی اگر ناگوار باشد می&zwnj;توانیم آن&zwnj;را مدیریت کنیم.&raquo; این شیوه باعث جلب احترام برنامه&zwnj;ریزان و اعتبار نزد سرمایه&zwnj;گذاران می&zwnj;شود.در مقابل شرکت دوم دارای یک فرهنگ غیرفعال بود که بر دور ماندن از دیدرس مشکلات تمرکز داشت و مدیران آن ترجیح می&zwnj;دادند با مسائل همراه با ریسک مواجه نشوند، آنها می&zwnj;ترسیدند از دانستن آنچه نمی&zwnj;دانند و از واکنش هیات مدیره و سرمایه&zwnj;گذاران بیم داشتند. بسیاری از مدیران ترجیح می&zwnj;دادند از رفتارهای نامطلوب چشم&zwnj;پوشی کنند؛ چراکه شیوه مدیریت این رفتارها را نمی&zwnj;دانستند و این کار نیاز به صرف زمان داشت و ممکن بود بر هزینه&zwnj;های شرکت تاثیر بگذارد. وضعیت این شرکت اینگونه است: &laquo;صبر کنید تا زمانی که واقعا نیاز به مقابله با این مسائل ناخوشایند داشته باشیم، لازم نیست از قبل به آنها بپردازیم؛ زیرا اینها ناهنجاری&zwnj;هایی هستند که ممکن است اصلا تاثیری بر کار ما نگذارند.&raquo;مثال دیگر در این زمینه مربوط به سازمانی است در زمان بحران مسکن، آنها به مدل&zwnj;های خود که پیش&zwnj;بینی دقیقی از مشکلاتی که شرکت در آینده با آن مواجه می&zwnj;شد، اعتماد نکردند. آنها می&zwnj;دانستند اگر مدل&zwnj;ها درست باشد با مشکلاتی روبه&zwnj;رو می&zwnj;شوند که شرکت نمی&zwnj;تواند با آن مقابله کند پس راحت&zwnj;تر این بود که تصور کنند مدل آنها دقیق نیست. به&zwnj;دلیل ترس یا غرور، مدیران خود را قانع کردند که ایمن&zwnj;تر از آنچه واقعا بود هستند و حتی زمانی که نشانه&zwnj;های اولیه بحران آشکار شد بازهم اطمینان داشتند که اتفاقات ناگوار شرکت&zwnj;های مشابه خود را تجربه نمی&zwnj;کنند. سرانجام امتناع از به رسمیت شناختن ریسک باعث شد این سازمان در مقابل مشکلات بسیار آسیب&zwnj;پذیرتر از آنچه مدیران انتظار داشتند باشد و ضرر جدی ببیند.تشویق به شفافیتمدیرانی که اطمینان دارند سیاست&zwnj;ها و کنترل&zwnj;های سازمانی آنها می&zwnj;تواند پذیرای ریسک باشد، با احتمال بیشتری اطلاعات مربوط به ریسک را با سازمان به اشتراک می&zwnj;گذارند و به سازمان اجازه می&zwnj;دهند تا قبل از اینکه این مسائل تبدیل به بحران شوند، به حل&zwnj;و&zwnj;فصل آنها بپردازند. به این معنی که یک موضوع ریسک درحال توسعه را شناسایی کرده و اغلب با صرف چند روز کاری سازمان را برای آنالیز و مقابله با آن مجهز می&zwnj;کنند. شرکت&zwnj;ها با فرهنگی که در آن مانع از این بحث&zwnj;ها می&zwnj;شوند مستعد نادیده&zwnj;گرفتن یا عدم توانایی در تشخیص ریسک هستند، دقیقا مانند آنهایی که اعتمادبه&zwnj;نفس بیش از حد در آنها باعث انکار خطرات موجود می&zwnj;شود. در برخی موارد کارمندان می&zwnj;ترسند اخبار را با مدیر خود در میان بگذارند؛ چراکه درمورد حرکت نزولی در پیشرفت کسب&zwnj;وکار نگران هستند و می&zwnj;دانند مدیر آنها نمی&zwnj;خواهد این را بشنود یا از سرزنش شدن می&zwnj;ترسند. در نتیجه تنها زمانی مدیران را نسبت به خطرات ریسک هشدار می&zwnj;دهند که تاخیر بیشتر غیرممکن است.در برخی موارد نیز شرکت&zwnj;ها به ترویج شیوه&zwnj;هایی می&zwnj;پردازند که ناخواسته شفافیت راجع به ریسک را کاهش می&zwnj;دهند. مثلا یک شرکت دارویی جهانی رشد خود را برپایه تیم&zwnj;های رقابتی بنا نهاده بود. رقابت چنان قوی بود که تیم&zwnj;های توسعه محصول ترجیح می&zwnj;دادند ریسک&zwnj;هایی که با آن مواجه بودند و شیوه مقابله با آنها، از سطح تیم خود فراتر نرود و این باعث می&zwnj;شد خطری که یک تیم تشخیص داده و روش مقابله با آن را یافته بود مورد توجه گروه&zwnj;های دیگر قرار نگیرد و یک تیم به تکرار اشتباهاتی بپردازد که ممکن است قبلا در تیم دیگر راه&zwnj;حل مقابله با آن کشف شده است.بهترین فرهنگ&zwnj;ها در این زمینه آنهایی هستند که در تمام افراد برای یافتن مسائل بالقوه حس مسوولیت ایجاد می&zwnj;کنند و از این طریق به&zwnj;دنبال اطلاعات و دیدگاه&zwnj;هایی در مورد ریسک هستند. برای مثال مدیران در یک شرکت اکتشاف نفت هر نشست یا تعامل خود را با بحث درمورد ایمنی(که بزرگ&zwnj;ترین زمینه ریسک برای شرکت محسوب می&zwnj;شد) آغاز می&zwnj;کردند و شرکت&zwnj;کنندگان به طور رندم انتخاب می&zwnj;شدند و باید می&zwnj;توانستند به ارائه یک دیدگاه یا بیان یک نگرانی در این مورد بپردازند و این باعث می&zwnj;شد آنها مرتبا به دنبال مسائل مربوط به ایمنی باشند. البته بیشتر آنچه در این جلسات مطرح می&zwnj;شد، مسائل جزئی و به سادگی قابل کنترل بودند، اما سوالات جدی&zwnj;تر در این زمینه منجر به گفت&zwnj;وگوهای طولانی&zwnj;تر می&zwnj;شد که طی آن مساله روشن شده و افرادی که در صورت وقوع بحران می&zwnj;توانستند مسوولیت حل آن&zwnj;را برعهده بگیرند مشخص می&zwnj;شدند. اطمینان از توجه لازم نسبت به ریسکبیشتر مدیران نیاز به وجود کنترل&zwnj;هایی در محیط کار که به آنها درمورد روند&zwnj;ها و رفتارهایی که باید نظارت کنند، هشدار دهد را حس می&zwnj;کنند. اما گاهی این روند می&zwnj;تواند ناخواسته شرایطی در جهت تضعیف شرکت ایجاد کند. به عبارتی همانگونه که اعمال کنترل بسیار کم بر شرایط موجود می&zwnj;تواند شرکت را آسیب&zwnj;پذیر کند، اعمال کنترل سخت&zwnj;گیرانه به منظور مدیریت ریسک شدید نیز می&zwnj;تواند سهوا منجر به رفتارهای نامطلوب شود. در یک بیمارستان بزرگ مدیران به پیاده&zwnj;سازی دستورالعمل&zwnj;ها و کنترل&zwnj;های سختگیرانه&zwnj;ای برای روند نگهداری بیماران بستری پرداختند که از دید کارکنان بسیار غیرعملی بود، در نتیجه به طور معمول این قوانین را دور می&zwnj;زدند- نه فقط قوانینی كه از دیدشان عملی نبود، بلکه همه قوانین را- و پس از مدتی فرهنگ رایج در بیمارستان تقریبا فاقد هیچ&zwnj;گونه کنترل و دستورالعملی شد، که باعث آسیب&zwnj;رساندن به وضعیت بیماران می&zwnj;شد. در بهترین حالت احترام به قوانین می&zwnj;تواند به&zwnj;عنوان منبعی برای مزیت رقابتی محسوب شود. یک شرکت مالی با تلاشی جامع به ثبت تمام الزامات مورد نیاز برای سرمایه&zwnj;گذاری پرداخت و به محض اینکه این الزامات برآورده شد، هیات مدیره با حمایت جمعی تیم ارشد اجرایی دیگر آماده سرمایه&zwnj;گذاری&zwnj;های سریع و بزرگ در دارایی&zwnj;ها و شرکت&zwnj;ها بودند. بحث جامعی که در این سازمان پیرامون ریسک صورت می&zwnj;گرفت منجر به ایجاد اعتمادبه&zwnj;نفس در شرکت شده بود که ترس از شکست را کاهش می&zwnj;داد و آنها را به داشتن جسارت بیشتری نسبت به رقبا ترغیب می&zwnj;کرد. همچنین این اعتمادبه&zwnj;نفس از مجموعه&zwnj;ای سنجیده از کنترل ریسک سرچشمه می&zwnj;گیرد و درک این موضوع که اگر این کنترل&zwnj;ها دنبال شوند دیگر شکست به&zwnj;عنوان نتیجه تصمیم&zwnj;گیری ضعیف درنظر گرفته نمی&zwnj;شود.ایجاد یک فرهنگ ریسک موثرشرکت&zwnj;هایی که به دنبال تغییر در فرهنگ ریسک خود هستند باید بدانند که صبر و سرسختی در این مسیر بسیار حیاتی است. تغییر در محیط عملیاتی یک سازمان بزرگ حداقل به دو تا سه سال زمان احتیاج دارد تا افراد بتوانند خود را با اصول فرهنگ جدید وفق دهند. در مشاهدات ما شرکت&zwnj;ها در این راستا با دو چالش روبه&zwnj;رو هستند: ایجاد توافق میان مدیران ارشد و حفظ احتیاط و هوشیاری در طول زمان.یافتن توافق بر فرهنگ بهبود فرهنگ ریسک در یک شرکت یک کار کاملا گروهی است و یک یا چند نفر نمی&zwnj;توانند به&zwnj;خوبی پاسخگوی این چالش باشند. در بیشتر سازمان&zwnj;ها در سراسر جهان مدیران اجرایی که می&zwnj;خواهند این فرآیند را آغاز کنند باید موافقت جمعی نیمی از مدیران شرکت در مورد اینکه فرهنگ جاری شرکت ضعف&zwnj;هایی دارد که باید برطرف شود را جلب کنند، سپس باید برنامه فرهنگی که می&zwnj;خواهند پیاده&zwnj;سازی کنند را نیز به وضوح تعریف کرده و موافقت سایر مدیران در این زمینه را نیز جلب کنند. این کار آسانی نیست و معمولا باید بر چهار یا پنج گزاره ارزشی اصلی توافق شود و براساس این گزاره&zwnj;ها به تصویب فعالیت&zwnj;های جدید خود بپردازد که به روشنی باعث تغییر در فرآیند انجام کارها شود. مثلا در یک سازمان به تصویب تولید محصولات جدید یا هدف قرار دادن گروه جدیدی از مشتریان می&zwnj;پرداختند که بدون در نظر گرفتن اینکه آیا زیرساخت&zwnj;های سازمان می&zwnj;تواند از این تصمیم پشتیبانی کند یا نه و اغلب نیز نمی&zwnj;توانست؛ این باعث می&zwnj;شد شرکت هزینه&zwnj;های زیادی متحمل شود و موقعیت&zwnj;های ریسک عملیاتی خطرناکی را برای خود ایجاد کند. زمانی که مدیران برای تعریف یک فرهنگ ریسک جدید گردآمدند، یکی از گزاره&zwnj;های ارزشی آنها این بود که &laquo;باید همیشه زیرساخت&zwnj;های لازم را برای تصمیمات جدیدی که می&zwnj;گیریم در نظر بگیریم.&raquo; حفظ هوشیاری در گذر زماناز آنجاکه فرهنگ یک سازمان در تعریف خود پویا است، حفظ نگرش و رفتار درست در طول زمان نیاز به تلاش مداوم دارد. یک کمیته بررسی ریسک ممکن است با رسیدگی به تمام مسائل کلیدی آغاز به کار کند، اما اگر اعضای آن در طول زمان انرژی خود را از دست دهند، به ساختاری کهنه که تنها به لحاظ مکانیکی درحال کار است، تبدیل می&zwnj;شود. یا در ایجاد ناهماهنگی&zwnj;های جدیدی- مانند تغییر در مدیریت یا اضافه شدن مجموعه&zwnj;ای جدید به نگرانی&zwnj;های بازار- می&zwnj;تواند فرهنگ سازمان را به مسیر متفاوتی سوق دهد که حفظ نگرش درست در این شرایط جدید نیازمند تلاش است. مدیران یک شرکت دارویی برای نظارت بر این تغییرات و اینکه همه&zwnj;چیز در مسیر درست خود در حرکت است، سالانه به اجرای آزمودن نگرش کارمندان خود و تخلفات جزئی آنها از فرهنگ ریسک سازمان، به&zwnj;صورت چند درمیان، می&zwnj;پرداختند. بدیهی است که کمبود آگاهی از ریسک منجر به مشکلاتی می&zwnj;شود، اما این نیز ساده&zwnj;انگارانه است تصور کنیم مجموعه&zwnj;ای کامل از فرآیندهای مرتبط با ریسک و ساختارهای نظارتی می&zwnj;توانند به&zwnj;طور طبیعی منجر به یک فرهنگ ریسک سالم شده و برای جلوگیری از یک بحران کافی است، بلکه تیم رهبری باید با فرهنگ ریسک درست مانند یک مشکل کسب&zwnj;و&zwnj;کار برخورد کند که نیاز به شواهدی درمورد نگرش&zwnj;های بنیادین دارد که در تصمیمات روزانه مربوط به ریسک شایع است.
منبع: دنیای اقتصاد
دسته بندی: مطالب آموزشی (مدیریت)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>توصیه‌ مهم دربار‌ه‌ مدیریت زمان برای کارفرمایان جوان</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/توصیه-مهم-درباره-مدیریت-زمان-برای-کارفرمایان-جوان</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/توصیه-مهم-درباره-مدیریت-زمان-برای-کارفرمایان-جوان</guid>

<description><![CDATA[
حضور در عرصه&zwnj; دانشگاهی و به&zwnj;پیش&zwnj;بردن یک کسب&zwnj;و&zwnj;کار، مرا به این سمت سوق داد که تدریجا به یک کارشناس در زمینه مدیریت زمان تبدیل شوم. وقتی دانشجوی سال دوم دانشگاه بودم و در دانشگاه دوک (Duke) در رشته عصب&zwnj;شناسی تحصیل می&zwnj;کردم، شرکت &laquo;تولید دستمال کاغذی&raquo; را همراه با دوستانم بنیانگذاری کردم و از آنجا که می&zwnj;خواستم هم در دانشکده و هم در کسب&zwnj;و&zwnj;کار موفق عمل کنم نیاز داشتم به شیوه&zwnj;ای دست یابم که بتوان وقت را به مطلوب&zwnj;ترین نحو مدیریت کرد. نه تنها تدریجا از پس این کار برآمدم، بلکه هر کاری که می&zwnj;خواستم در این راه انجام دهم را عملا به اجرا گذاشتم. در اینجا سه ترفند من برای مدیریت زمان در نسبت با میزان کار را ذکر می&zwnj;کنم.

1. از هر وسیله و منبع در دسترس برای پشتیبانی از کسب&zwnj;و&zwnj;کارتان استفاده کنید. احتمالا این مورد واضح به نظر می&zwnj;رسد، اما عملا دیده&zwnj;ام که بسیاری از مردم نادیده&zwnj;اش می&zwnj;گیرند. بهره&zwnj;بردن از زمان برای درک منابع و ابزاری که در حوزه کاری&zwnj;تان به شما ارائه می&zwnj;شود در وهله اول وقت زیادی را برای&zwnj;تان ذخیره می&zwnj;کند و در درازمدت از خطاهای بسیاری جلوگیری می&zwnj;کند. برای نمونه، زمانی به یک جلسه رفتم که از طرف کارورزان کسب&zwnj;و&zwnj;کار در دانشگاه دوک تدارک دیده شده بود. محل برگزاری جلسه آنقدرها نزدیک؛ جایی که زندگی می&zwnj;کردم نبود، اما به هر صورت وقت گذاشتم تا خودم را به آنجا برسانم و ببینم فضایش چطور است.&nbsp;
منبع: دنیای اقتصاد
متن کامل در ادامه مطلب
دسته بندی: مطالب آموزشی (مدیریت)
حضور در عرصه&zwnj; دانشگاهی و به&zwnj;پیش&zwnj;بردن یک کسب&zwnj;و&zwnj;کار، مرا به این سمت سوق داد که تدریجا به یک کارشناس در زمینه مدیریت زمان تبدیل شوم.&nbsp;وقتی دانشجوی سال دوم دانشگاه بودم و در دانشگاه دوک (Duke) در رشته عصب&zwnj;شناسی تحصیل می&zwnj;کردم، شرکت &laquo;تولید دستمال کاغذی&raquo; را همراه با دوستانم بنیانگذاری کردم و از آنجا که می&zwnj;خواستم هم در دانشکده و هم در کسب&zwnj;و&zwnj;کار موفق عمل کنم نیاز داشتم به شیوه&zwnj;ای دست یابم که بتوان وقت را به مطلوب&zwnj;ترین نحو مدیریت کرد. نه تنها تدریجا از پس این کار برآمدم، بلکه هر کاری که می&zwnj;خواستم در این راه انجام دهم را عملا به اجرا گذاشتم. در اینجا سه ترفند من برای مدیریت زمان در نسبت با میزان کار را ذکر می&zwnj;کنم.

1. از هر وسیله و منبع در دسترس برای پشتیبانی از کسب&zwnj;و&zwnj;کارتان استفاده کنید. احتمالا این مورد واضح به نظر می&zwnj;رسد، اما عملا دیده&zwnj;ام که بسیاری از مردم نادیده&zwnj;اش می&zwnj;گیرند. بهره&zwnj;بردن از زمان برای درک منابع و ابزاری که در حوزه کاری&zwnj;تان به شما ارائه می&zwnj;شود در وهله اول وقت زیادی را برای&zwnj;تان ذخیره می&zwnj;کند و در درازمدت از خطاهای بسیاری جلوگیری می&zwnj;کند. برای نمونه، زمانی به یک جلسه رفتم که از طرف کارورزان کسب&zwnj;و&zwnj;کار در دانشگاه دوک تدارک دیده شده بود. محل برگزاری جلسه آنقدرها نزدیک؛ جایی که زندگی می&zwnj;کردم نبود، اما به هر صورت وقت گذاشتم تا خودم را به آنجا برسانم و ببینم فضایش چطور است.
از قضا با آنها به نتیجه&zwnj;ای مطلوب رسیدم: آنها فضای برگزاری جلسه را برای دفتر کار پیشنهاد کردند تا کارفرماهای محلی همچون وکلا و حقوقدان&zwnj;ها برای کمک به کارآموزان در آنجا مشغول فعالیت شوند. امروزه ساعات زیادی را در این مکان سپری می&zwnj;کنم، زیرا پی برده&zwnj;ام که در آنجا قابلیت تولید بسیار بیشتری دارم. سازمان&zwnj;ها و گروه&zwnj;های حرفه&zwnj;ای که عضوشان می&zwnj;شوید یا تقاضای عضویت&zwnj;شان را دارید نیز می&zwnj;توانند منابع و ابزار شما در مدیریت زمان محسوب شوند. اگر زمان کوتاهی را در جست&zwnj;وجوی گروه&zwnj;هایی سپری كنيد که به شما کمک خواهند کرد به کارفرمایان دیگر بپیوندید، از آن به بعد وقتی واقعا نیاز به مشاوره، کمک، یا ارتباط داشتید می&zwnj;توانید وقت زیادی را هدر ندهید. این منابع و ابزار می&zwnj;توانند منشاء تفاوت&zwnj;ها باشند و ارزش آن انرژی و وقت اولیه&zwnj;ای را که صرف&zwnj;شان می&zwnj;کنید دارند.2. فهرستی از برنامه هایتان را تهیه کنید. خواه روزانه باشد، یا هفتگی، یا ماهانه، ساختن یک فهرست همواره به من کمک می&zwnj;کند، بدانم هر زمان چه کاری را باید انجام دهم. یک فهرست به شما کمک می&zwnj;کند دو چیز اساسی را عملی کنید: نخست، به شما کمک می&zwnj;کند برای آنچه مورد نیازتان است، زمان&zwnj;تان را اولویت&zwnj;بندی و مدیریت کنید و دوم، این احساس خوب را به شما می&zwnj;دهد که امور را بسیار قبل از موعد انجامش بررسی کنید. با این رویکرد، هر بار که کاری را به انجام می&zwnj;رسانید ــ فرقی نمی&zwnj;کند کار کوچکی باشد یا کار بزرگی ــ احساس خوبی از پیشرفت و فضیلت دارید. و چه اتفاقی می&zwnj;افتد وقتی فهرست&zwnj;تان را تکمیل می&zwnj;کنید؟ می&zwnj;توانید وقت زیادی را صرفه&zwnj;جویی و ذخیره کنید و زمان&zwnj;های مناسبی را برای ترک کار اختصاص دهید.علاوه بر این، با تنظیم یک فهرست به طور منظم، خواهید آموخت چطور یک سیاهه&zwnj; بازبینی معقول و منظم برای هر هفته به وجود بیاورید، طوری&zwnj;که تضمین شود حجم کار هفتگی به درستی مدیریت خواهد شد (و مثلا، ناگهان به 120 ساعت در هفته نرسد). اگر یاد نگیرید به چه نحو زمان روزانه&zwnj;تان را مدیریت کنید، تمام آن تماس&zwnj;ها یا پروژه&zwnj;ها یا طرح&zwnj;هایی که قرار است تا آخر هفته انجام شوند، صرفا روی هم انباشته و دردسرساز می&zwnj;شوند.3. طرح پرسش کنید. این مورد، مسلما مهم&zwnj;ترین جنبه از مدیریت زمان به نحو موثر نزد شما ــ در مقام یک کارآفرین ــ است. از کسانی که بیشتر از هر کسی درباره یک موضوع آگاهی دارند سوالاتتان را بپرسید؛ این افراد می&zwnj;توانند به نحوی موثر میزان وقتی را که باید صرف برخی امور ناآشنا کنید کاهش &zwnj;دهند و در عمل با کمک به صرفه&zwnj;جویی در زمان، در افزایش قابلیت تولید به شما یاری می&zwnj;رسانند. در حالی&zwnj;که تحقیقات&zwnj;تان را بر حسب آنچه آموخته&zwnj;اید پیش می&zwnj;برید، باید همچنین به این بپردازید که در غیر این&zwnj;صورت با وقت&zwnj;تان چه می&zwnj;کردید؛ مثلا با صرفه&zwnj;جویی زمان چگونه می&zwnj;شود به سراغ گسترش کسب&zwnj;و&zwnj;کار رفت؟ آیا کسب&zwnj;و&zwnj;کار شما می&zwnj;تواند از زمان ذخیره شده ابزاری برای توسعه&zwnj; خود بسازد؟کارفرمایان موفق اغلب خواهان این هستند که با یک تماس تلفنی جوابشان را به دست آورند؛ پاسخ&zwnj;هایی ساده و سرراست. ولو آنکه کسی از آن طرف خط جواب&zwnj;تان را ندهد، یا اصلا به شما گوش ندهد، باز همین اقدام اولین گام منطقی است که باید انجام دهید. بدترین اتفاقی که می&zwnj;تواند حادث شود چیست؟ اینکه درست همان جایی که کار را شروع کردید متوقف شوید. به&zwnj;علاوه، همگی در طول کار دریافته&zwnj;ایم که وقتی صحبت می&zwnj;کنید سریعا سر اصل مطلب بروید تا بتوانید بهترین کمک را دریافت کنید. در واقع، دو کار است که باید انجام دهید تا مطمئن شوید وقت خود و دیگران را تلف نمی&zwnj;کنید: نخست، سوالات&zwnj;تان را مشخص کنید و مطمئن شوید در راستای طرح&zwnj;ها و پروژه&zwnj;ها و آینده&zwnj;نگری شما قرار می&zwnj;گیرند و به نکته خاصی رهنمون می&zwnj;شوند. اگر سوالات شما هیچ سمت و سوی مشخصی نداشته باشد آن کارفرمای موفق که قرار است با او وارد گفت&zwnj;وگو شوید و از وی پاسخ بگیرید، خیلی زود خسته و بی&zwnj;حوصله می&zwnj;شود. نکته&zwnj; دوم؛ مطمئن شوید شخصی که قرار است با او حرف بزنید &laquo;واقعا و عملا&raquo; خبره و ماهر است و نسبت به موضوعی که پرسش&zwnj;ها حول آن طرح می&zwnj;شوند آگاهی و تبحر دارد. بسیاری از افراد در زمینه&zwnj;ها یا حوزه&zwnj;های خاصی توانایی و دانش دارند، اما این به آن معنا نیست که آنها همه چیز را در هر مورد می&zwnj;دانند. عدم رعایت این دو مورد باعث می&zwnj;شود نقصان و خسارت در مدیریت زمان احساس شود. پس، به منظور مدیریت صحیح و دراز مدت زمان کوتاهی که در اختیار دارید، وقت&zwnj;تان را پیشاپیش و از همان آغاز امور، به درستی سرمایه&zwnj;گذاری کنید: یعنی، یا وقت را صرف کندوکاو در منابع و ابزارها کنید، یا صرف تهیه یک فهرست یا نهایتا وقت&zwnj;تان را به طرح پرسش&zwnj;های مناسب از افراد شایسته اختصاص دهید.
منبع: دنیای اقتصاد
دسته بندی: مطالب آموزشی (مدیریت)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سازمان‏های چابک مجازی</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/سازمانهای-چابک-مجازی-1</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/سازمانهای-چابک-مجازی-1</guid>

<description><![CDATA[
سازمان&rlm;ها امروزه به طور فزاینده&rlm;ای شاهد تبدیل شدن &laquo;ساختار&raquo; خود به شبکه ظریف و پیچیده&rlm;ای از روابط داخلی و خارجی هستند.این پدیده سازمانی به عنوان سازمان مجازی نام&rlm;گذاری شده، که به عنوان شبکه&rlm;ای موقت از شرکت&rlm;های مستقل - تامین&zwnj;کنندگان، مشتریان، پیمانکاران فرعی، حتی رقبا- تعریف می&rlm;شود که با استفاده از فناوری اطلاعات برای به اشتراک&zwnj;گذاری مهارت&rlm;ها، دسترسی به بازار و هزینه&rlm;ها با یکدیگر متصل&zwnj;اند.

یک سازمان چابک سازمانی است که دسته&rlm;ای از قابلیت&rlm;های کانونی کسب&rlm;وکار برای سودآوری بالای عملیاتی را شناسایی می&rlm;کند و سپس حول آن قابلیت&rlm;ها سازمانی مجازی می&rlm;سازد. ایجاد یک ساختار سازمانی چابک مجازی مستلزم برون&rlm;سپاری، پیمان&rlm;های استراتژیک، ساختار بدون مرز، رویکرد یادگیرنده دو سویه و سازمانی مبتنی بر وب (اینترنت) است.
منبع: دنیای اقتصاد
متن کامل در ادامه مطلب
دسته بندی: مطالب آموزشی (کارآفرینی، مدیریت)
سازمان&rlm;ها امروزه به طور فزاینده&rlm;ای شاهد تبدیل شدن &laquo;ساختار&raquo; خود به شبکه ظریف و پیچیده&rlm;ای از روابط داخلی و خارجی هستند.این پدیده سازمانی به عنوان سازمان مجازی نام&rlm;گذاری شده، که به عنوان شبکه&rlm;ای موقت از شرکت&rlm;های مستقل - تامین&zwnj;کنندگان، مشتریان، پیمانکاران فرعی، حتی رقبا- تعریف می&rlm;شود که با استفاده از فناوری اطلاعات برای به اشتراک&zwnj;گذاری مهارت&rlm;ها، دسترسی به بازار و هزینه&rlm;ها با یکدیگر متصل&zwnj;اند.

یک سازمان چابک سازمانی است که دسته&rlm;ای از قابلیت&rlm;های کانونی کسب&rlm;وکار برای سودآوری بالای عملیاتی را شناسایی می&rlm;کند و سپس حول آن قابلیت&rlm;ها سازمانی مجازی می&rlm;سازد. ایجاد یک ساختار سازمانی چابک مجازی مستلزم برون&rlm;سپاری، پیمان&rlm;های استراتژیک، ساختار بدون مرز، رویکرد یادگیرنده دو سویه و سازمانی مبتنی بر وب (اینترنت) است.
برون&rlm;سپاری - ایجاد سازمان پودمانیبرون&rlm;سپاری نیروی محرک اولیه برای روند سازمان مجازی بود. مدیران به هنگام کوشش&rlm;های خود برای تجدید ساختار سازمان، به ویژه اگر با گرایش فرآیند کسب&rlm;وکار بوده، دریافته&rlm;اند که اغلب فعالیت&rlm;های متعددی را می&rlm;توان یافت که &laquo;از جنبه استراتژیک حیاتی&raquo; نیستند. این مطلب به ویژه در مورد فعالیت&rlm;های ستادی و فرآیندهای کنترل اداری متعددی صدق می&rlm;کند که پیش&zwnj;تر در حیطه سطوح متعددی از مدیران میانی سازمان قرار داشتند. ولی می&rlm;تواند همچنین اشاره به فعالیت&rlm;های اصلی داشته باشد که گام&rlm;هایی از زنجیره ارزش کسب&zwnj;وکار هستند- خرید، ارسال، تولید و مانند آن. موشکافی بیشتر، مدیران را به این نتیجه&rlm;گیری هدایت کرده که این فعالیت&rlm;ها ارزش اندکی به محصول یا خدمت می&rlm;افزایند یا کاملا بدون ارزشند، یا اینکه می&rlm;توان همان کار را توسط کسب&rlm;وکارهای دیگری که در آن فعالیت&rlm;ها تخصص دارند، با کارآیی هزینه بیشتر (و با شایستگی) به انجام رسانید. اگر این مطلب صحیح باشد، در آن صورت کسب&zwnj;وکار می&rlm;تواند مزیت رقابتی خود را با برون&lrm;&rlm;سپاری فعالیت&rlm;ها تقویت کند. گزینش برون&rlm;سپاری فعالیت&rlm;ها با ایجاد سازمان &laquo;پودمانی&raquo; پیوند یافته است. یک سازمان پودمانی سازمانی است که با استفاده از متخصصان یا شرکت&rlm;های مستقل مختلفی که گرد هم آمده&rlm;اند تا فعالیت اصلی یا پشتیبان خود را برای حصول به نتیجه&rlm;ای موفق به اشتراک بگذارند، محصولات یا خدمات خود را ارائه می&rlm;کند. بسیاری از سازمان&rlm;ها مدت&rlm;ها پیش برون&rlm;سپاری وظایفی مانند مدیریت پرداخت حقوق و مزایا را شروع کردند- یک وظیفه اداری جاری که با سهولت و کارآیی بیشتر توسط شرکتی که در آن فعالیت تخصصی دارد، انجام می&rlm;شود. برون&rlm;سپاری فرآیند کسب&rlm;وکار سریع&rlm;ترین رشد را در صنعت خدمات برون&rlm;سپاری در جهان دارد و شامل طیف گسترده&rlm;ای از وظایف اداری است- منابع انسانی، تدارکات مواد اولیه، مالی و حسابداری، خدمات مشتری، لجستیک زنجیره تامین، مهندسی، تحقیق و توسعه، فروش و بازاریابی، مدیریت تسهیلات و حتی آموزش و تربیت مدیران. پیمان&rlm;های استراتژیک پیمان&rlm;های استراتژیک توافقاتی هستند بین دو یا چند شرکت که در آن طرفین توانایی&rlm;ها، منابع، یا تخصص&rlm;هایی را به منظور اقدامی مشترک، معمولا با هویت خاص خود، به اشتراک می&rlm;گذارند، که در آن هر شرکت در ازای بازدهی برای مشارکت در سرمایه&rlm;گذاری مشترک و بهره&rlm;گیری از کنترل کلی خود می&rlm;گذرد. پیمان&rlm;های استراتژیک با روابط ناشی از برون&rlm;سپاری فرق می&rlm;کنند، زیرا شرکت درخواست&zwnj;کننده به هنگام برون&rlm;سپاری کنترل را حفظ می&rlm;کند، درحالی&zwnj;که پیمان&rlm; استراتژیک مستلزم واگذاری کنترل به شخصیت حقوقی مشترک، یا پیمان، است که در آن تبدیل به یک شریک می&rlm;شود.ساختارهای بدون مرزجک ولش، سمبل مدیریت، اصطلاح ساختار بدون مرز را ابداع کرد تا چشم&rlm;انداز خود را از آینده جنرال الکتریک توصیف کند: توانایی تولید دانش، به اشتراک&zwnj;گذاری دانش و بردن دانش به جاهایی که بتوان از آن برای ایجاد ارزش برتر استفاده کرد. یک مولفه کلیدی در این مفهوم برداشتن بخش&rlm;های داخلی بود تا افراد در جنرال الکتریک بتوانند فراتر از مرزهای وظیفه&rlm;ای، کسب&rlm;وکار و جغرافیایی و به منظور دستیابی به تنوع یکپارچه- توانایی انتقال بهترین ایده&rlm;ها، پیشرفته&rlm;ترین دانش و با ارزش&rlm;ترین افراد، به سرعت، به سادگی و آزادانه در سرتاسر جنرال الکتریک- کار کنند.سازمان&rlm;های یادگیرنده دو سویه تکامل ساختار سازمانی مجازی به عنوان یک سازوکار درونی مورد استفاده مدیران برای پیاده&rlm;سازی استراتژی، به همراه خود شناختی از نقش مرکزی دانش در این فرآیند آورده است. دانش ممکن است به صورت دانش عملیاتی، روابط با شبکه&rlm;های مشتریان و آگاهی از آنها، دانش فنی که مبنای محصولات یا فرآیندها قرار می&rlm;گیرند، روابط با افراد کلیدی یا فردی معین که می&rlm;تواند کارها را تسریع کند و مانند آن باشد.با این وصف می&rlm;توان سازمان یادگیرنده را این&zwnj;گونه تعریف کرد: سازمان ساختار یافته حول این ایده که باید امکان یادگیری، جست&zwnj;وجوی دانش و ایجاد فرصت&rlm;هایی برای ایجاد دانش جدید را فراهم کند. چنین سازمانی به بازارهای جدید به منظور یادگیری در مورد آن بازارها وارد خواهد شد تا صرفا به منظور آوردن برندی به آن، یا یافتن منبعی برای بهره&rlm;برداری از آن باهوش&rlm;ترها به جای وارد شدن به یک بازار برای بهره&rlm;برداری صرف از برندها یا منابع ارزان، برای یادگیری به بازار وارد می&rlm;شوند. این جابه&rlm;جایی در مفاد یک ساختار، بنابراین، به معنی جست&zwnj;وجو برای اطلاعات به منظور ایجاد قابلیت&rlm;های جدید است. تقاضا در یک بخش دیگر جهان می&rlm;تواند آغاز&rlm;کننده روند برای یک محصول جدید در خانه (کشور) باشد. پس ساختار یک شرکت نیاز به سازماندهی دارد تا یادگیری، به اشتراک&zwnj;گذاری دانش و ایجاد فرصت&rlm;هایی برای ایجاد آن دانش را ممکن سازد. ازاین&rlm;رو داشتن ساختارهایی که بر هماهنگی بیش از کنترل تاکید می&rlm;کنند و اجازه انعطاف&rlm;پذیری را می&rlm;دهند (دوسویه هستند) و بر ارزش و اهمیت روابط و تعامل غیررسمی بیش از سیستم&rlm;ها، فنون و کنترل&rlm;های رسمی تاکید می&rlm;ورزند، همگی ویژگی&rlm;هایی هستند که مرتبط با ساختارهای اثربخش قرن بیست و یکم تلقی می&rlm;شوند.
منبع: دنیای اقتصاد
دسته بندی: مطالب آموزشی (کارآفرینی، مدیریت)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نمایش مسیرهای جدید تکنولوژی</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/نمایش-مسیرهای-جدید-تکنولوژی</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/نمایش-مسیرهای-جدید-تکنولوژی</guid>

<description><![CDATA[
اریک برینجولفسون، استاد موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT) می&zwnj;گوید: &laquo;ما به لحظه اصلی در تاریخ بشر رسیدیم؛ لحظه&zwnj;ای که قادر خواهیم بود با دستگاه&zwnj;ها و ماشین&zwnj;های خود به زبان عادی و طبیعی صحبت کنیم و آنها منظور ما را بفهمند.&raquo; او در این مقاله نقش داده&zwnj;های کلان در عملکرد کسب&zwnj;وکار، ظهور علم روباتیک و تجزیه رابطه تاریخی بین دستاوردهای بهره&zwnj;وری، درآمد و مشاغل را بررسی می&zwnj;کند. وی همراه با آندرو مک&zwnj;آفی، محقق MIT، کتابی با عنوان &laquo;سرعت در برابر ماشین&raquo; را تالیف کرده است. موسسه مک&zwnj;کینزی مصاحبه&zwnj;ای را با برینجولفسون انجام داده که شرح آن را می&zwnj;خوانیم:

تکنولوژی&zwnj;هایی برای تماشاما شاهد نوآوری&zwnj;های فوق&zwnj;العاده زیادی&zwnj; هستیم که هم&zwnj;اکنون در دست اقدام هستند و این فرصت را داشته&zwnj;ایم که برخی از آنها را زیر نظر بگیریم. برخی از این نوآوری&zwnj;ها اثرگذاری خود را آغاز کرده&zwnj;اند و بنده معتقدم که بیشتر آنها در پنج یا ده سال آتی تاثیرات عمیقی خواهند داشت. واضح است که داده&zwnj;های کلان باید در راس این لیست باشند.
منبع: دنیای اقتصاد
متن کامل در ادامه مطلب
دسته بندی: مطالب آموزشی (مدیریت)
اریک برینجولفسون، استاد موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT) می&zwnj;گوید:&nbsp;&laquo;ما به لحظه اصلی در تاریخ بشر رسیدیم؛ لحظه&zwnj;ای که قادر خواهیم بود با دستگاه&zwnj;ها و ماشین&zwnj;های خود به زبان عادی و طبیعی صحبت کنیم و آنها منظور ما را بفهمند.&raquo; او در این مقاله نقش داده&zwnj;های کلان در عملکرد کسب&zwnj;وکار، ظهور علم روباتیک و تجزیه رابطه تاریخی بین دستاوردهای بهره&zwnj;وری، درآمد و مشاغل را بررسی می&zwnj;کند. وی همراه با آندرو مک&zwnj;آفی، محقق MIT، کتابی با عنوان &laquo;سرعت در برابر ماشین&raquo; را تالیف کرده است. موسسه مک&zwnj;کینزی مصاحبه&zwnj;ای را با برینجولفسون انجام داده که شرح آن را می&zwnj;خوانیم:

تکنولوژی&zwnj;هایی برای تماشاما شاهد نوآوری&zwnj;های فوق&zwnj;العاده زیادی&zwnj; هستیم که هم&zwnj;اکنون در دست اقدام هستند و این فرصت را داشته&zwnj;ایم که برخی از آنها را زیر نظر بگیریم. برخی از این نوآوری&zwnj;ها اثرگذاری خود را آغاز کرده&zwnj;اند و بنده معتقدم که بیشتر آنها در پنج یا ده سال آتی تاثیرات عمیقی خواهند داشت. واضح است که داده&zwnj;های کلان باید در راس این لیست باشند.
اندرو و من برای فهمیدن اینکه داده&zwnj;های کلان چگونه باعث تغییر شرکت&zwnj;ها می&zwnj;شوند کارهای زیادی انجام دادیم. برای ما خیلی جالب بود بدانیم شرکت&zwnj;هایی که عملکرد خود را با دقت بیشتری می&zwnj;سنجند و این حجم از داده را به کار می&zwnj;برند و کارهای مدیریتی تحلیلی بیشتری انجام می&zwnj;&zwnj;دهند، چگونه از رقبای خود پیشی می&zwnj;گیرند.ما زمانی را صرف مشاهده تکنولوژی&zwnj;های مختلف ساخت و استفاده از روبات&zwnj;ها کردیم. برای مثال، یکی از دوستانمان شرکتی به نام Rethink Robotics دارد که در آنجا کارهای پژوهشی روی روبات&zwnj;ها انجام می&zwnj;دهند. یکی از روبات&zwnj;های آنها با صرف هزینه&zwnj;ای کمتر از 4 دلار در ساعت کار می&zwnj;کند و قادر است کارهای اولیه و کارهای دستی روزانه و عادی را انجام دهد. بزرگ&zwnj;ترین پیشرفتی که این شرکت به دست آورده، بهبود عملکرد روبات&zwnj;ها و سیستم&zwnj;های حسگر، لامسه و به ویژه کنترل موتور است و اینکه این روبات می&zwnj;تواند به صورت مستقل&zwnj;تری در مقایسه با دیگر روبات&zwnj;ها کار کند. مثال خوب دیگر ماشین&zwnj;های بدون راننده گوگل است. من سوار شدن در این نوع خودرو را در یکی از بزرگراه&zwnj;های آمریکا تجربه کردم. ابتدا ترس زیادی داشتم، چون فقط شما نشسته&zwnj;اید و هیچ راننده ای وجودندارد. پس از گذشت زمان اندکی، حس خوبی داشتم اما هنگامی که این سواری شگفت&zwnj;انگیز به پایان رسید احساس کسلی می&zwnj;کردم. دوست داشتم بگویم نشستن در این ماشین بیش از حد یکنواخت و مطمئن است. در واقع من در این ماشین بیشتر از نشستن در تاکسی با یک راننده معمولی شهر بوستون احساس امنیت می&zwnj;کردم.بخش بزرگ دیگر، استفاده از انواع متفاوت هوش مصنوعی برای پاسخ دادن به سوالات و ابهامات است. ما از ابرکامپیوتر هوشمند IBM به نام واتسون استفاده کردیم تا با تیم دانشجویان MIT بازی کند؛ واتسون در مسابقه پرسش و پاسخ، آنها را با اقتدار کامل شکست داد! اما، مطمئنا، متخصصین این کامپیوتر را فقط برای بردن 75 هزار دلار در چنین مسابقاتی نساخته&zwnj;اند! آنها از این کامپیوتر برای پاسخ دادن به انواع سوال&zwnj;های پیش&zwnj;بینی نشده در مراکز مخابراتی استفاده می&zwnj;کنند. همچنین برای تشخیص&zwnj;&zwnj;های پزشکی، توصیه&zwnj;های حقوقی و توصیه&zwnj;های مرتبط با خدمات مالی.به علاوه، من شاهد آن هستم که این کامپیوترها در شرایط و موقعیت&zwnj;های متنوع، با استفاده از سیستم گسترده داده به همه نوع پرسشی پاسخ می&zwnj;دهند&zwnj;، به نحوی که نه فقط با توانایی&zwnj;های انسان برابری می&zwnj;کند، بلکه از آن هم فراتر می&zwnj;رود. مشاغل فراوانی هم هستند که تحت تاثیر این تکنولوژی&zwnj;ها، ثروت زیادی را برای خود ایجاد می&zwnj;کنند. انسان و ماشینمن فکر می&zwnj;کنم ما نهایتا به آن لحظه&zwnj; خاص در تاریخ بشر رسیده&zwnj;ایم که بتوانیم با ماشین&zwnj;هایمان به زبان عادی و معمولی صحبت کنیم و آنها منظور ما را بفهمند. استفاده از اپلیکیشن Siri (دستیار هوشمند برای سیستم عامل iOS اپل) یا دیگر سیستم&zwnj;های پاسخگویی صوتی اتوماتیک هنوز کمی سخت خواهد بود. در ابتدا، هنگامی که با استفاده از این تکنولوژی امکان انجام چند کار جدید فراهم می&zwnj;شود هیجان زده و متحیر می&zwnj;شوید&zwnj;، اما به زودی با محدودیت&zwnj;هایی رو&zwnj;به&zwnj;رو می&zwnj;شوید و این موضوع کمی ناراحت&zwnj;کننده خواهد بود. اما این تکنولوژی با سرعت خیلی زیادی در حال توسعه است. و اگر بخواهیم آن را به تکنولوژی&zwnj;هایی که قبلا اشاره کردم ارتباط بدهیم، بیشترین پیشرفت در حوزه داده&zwnj;های بزرگ رخ می&zwnj;دهد. هم&zwnj;اکنون صدها میلیون نفر از داده&zwnj;های بزرگ استفاده می&zwnj;کنند و ضمن صحبت و استفاده، نواقص آن را هم برطرف می&zwnj;کنند.این تکنولوژی، سیستم حلقه بسته آموزشیa closed-loop learning system را ایجاد می&zwnj;کند که سیستم&zwnj;های صوتی(نه فقط Siri بلکه گوگل و...) با سرعت بیشتری نسبت به گذشته نکات جدید را یاد می&zwnj;گیرند و با استفاده از میزان زیاد داده، قادر خواهند بود که فهم زبانی خود را به نحو خیلی سریع&zwnj;تری نسبت به انسان&zwnj;ها بهبود بخشند. با اینکه می&zwnj;توانم نمونه&zwnj;های موجود را ادامه دهم، اما همین مواردی که ذکر کردم برای ایجاد تغییرات عمده در زندگی من و دیگران کافی خواهد بود. اگر بخواهیم به برخی از عمده&zwnj;ترین تاثیرات اقتصادی که این تکنولوژی&zwnj;ها به همراه دارند اشاره کنیم&zwnj;، استفاده از ماشین&zwnj;ها و دستگاه&zwnj;ها برای انجام کارهایی که انسان قادر به انجام آنها نیست یا کارهای بسیار خاص و متفاوت را می&zwnj;توانیم نام ببریم. بر اساس مثالی قدیمی، ما ماشین&zwnj;هایی نمی&zwnj;سازیم که با تکان دادن بال&zwnj;هایشان پرواز کنند یا اتومبیل&zwnj;هایی که روی چرخ&zwnj;هایشان راه بروند. تکنولوژی&zwnj;ها از روش&zwnj;های خیلی متفاوتی استفاده می&zwnj;کنند و در نتیجه به شکل&zwnj;های مختلف از توانایی ما فراتر می&zwnj;روند. و مسلما در مواردی هم ضعیف&zwnj;تر از ما عمل می&zwnj;کنند. وجود این نقطه ضعف&zwnj;های جالب به این معنا است که انسان و ماشین مکمل یکدیگر هستند. در برخی عرصه&zwnj;ها ماشین&zwnj;ها جانشین کامل یا حتی خوبی برای انسان نیستند. اما با همکاری این دو و با رقابت با ماشین، ما قادر خواهیم بود کاری بیش از آنچه که ماشین به تنهایی یا انسان به تنهایی انجام می&zwnj;دهد، انجام دهیم.مثلا در بازی ساده&zwnj;ای مثل شطرنج، امروزه هر کسی می&zwnj;داند که بهترین بازیکن شطرنج انسان نیست. اما چیزی که شاید ندانند این است که بهترین بازیکن شطرنج یک کامپیوتر هم نیست. در واقع تیمی از انسان&zwnj;ها و کامپیوترها هستند که با هم همکاری می&zwnj;کنند تا بتوانند بهترین کامپیوتر را که شطرنج بازی می&zwnj;کند یا بهترین انسان را که شطرنج بازی می&zwnj;کند شکست دهند. و این نمونه کوچک و خوبی از ایده رقابت با ماشین است. شرکت&zwnj;های زیادی هستند که در تلاشند تا مدل&zwnj;های جدید کسب&zwnj;وکار را که بتوان از تکنولوژی برای جمع&zwnj;آوری افراد و یافتن راه حل برای مشکلاتی که قبلا قابل حل نبودند، ایجاد کنند.تناقض در قدرت تولیدنوآوری هیچ وقت به این سرعت رخ نداده است و در واقع، اگر به آمارها نگاهی بیندازید، خواهید دید که رشد بهره&zwnj;وری نسبتا خوب است. سطح بهره&zwnj;وری همیشه بالا بوده و رشد آن در دهه 2000 در مقایسه با دهه 90 که به خودی خود از نظر رشد بهره&zwnj;وری سرآمد بود، سریع&zwnj;تر بوده است. از طرف دیگر، کارگران سطح متوسطی هم وجود دارند که خوب کار نمی&zwnj;کنند. مثلا در این سال&zwnj;های اخیر خانوارهای متوسط و کارگران متوسط در آمریکا سطح درآمد کمتری نسبت به 1997 داشته&zwnj;اند. در کنار آن، نرخ استخدام بر حسب جمعیت کاهش بسیار زیادی داشته و طبق آمارهای سازمان همکاری&zwnj;های اقتصادی و توسعه&zwnj;، این تغییرات برای همه کشورهای دنیا صادق است و این دقیقا همان تناقض بزرگ عصر ما است.راهی که ما برای این مشکل پیش گرفتیم پذیرش این است که هیچ قانون اقتصادی وجود ندارد که بگوید توسعه تکنولوژی الزاما باید به نفع همه باشد یا حتی اینکه باید به نفع اکثریت باشد. پیشرفت برای تکنولوژی امری کاملا طبیعی و شدنی است و این به این معنا است که کیک بزرگ&zwnj;تری بپزیم، حتی اگر برخی افراد سهم کمتری از این کیکنصیب&zwnj;شان شود. در واقع این همان چیزی است که به ویژه در 10 یا 15 سال اخیر رخ داده است. از لحاظ تاریخی، میزان بهره&zwnj;وری و استخدام و درآمد متوسط افراد همه با هم رشد کرده&zwnj;اند. من اخیرا مقاله&zwnj;ای نوشتم تحت عنوان &laquo;جداسازی بزرگ&raquo;. در این مقاله مشاهده می&zwnj;کنید که این مسیرها چگونه در تمام قرن بیستم بر یکدیگر تاثیر می&zwnj;گذاشتند و سپس به طور خاص در اواخر دهه 1990 از یکدیگر جدا شدند؛ بنابراین با استفاده از این داده&zwnj;ها مشخص می&zwnj;شود که ما در عصری جدید که تکنولوژی&zwnj;های موجود به طرزی متفاوت عمل می&zwnj;کنند، زندگی می&zwnj;کنیم.اگر بخواهیم عادلانه صحبت کنیم، تکنولوژی همیشه باعث اشتغالزایی شده است و در آن واحد همیشه باعث از بین رفتن مشاغل هم شده است. برای روشن&zwnj;تر شدن این موضوع می&zwnj;توانیم به سال 1800 میلادی، هنگامی که 90 درصد آمریکایی&zwnj;ها در مزارع کار می&zwnj;کردند، برگردیم. در حال حاضر کمتر از 2 درصد مردم آمریکا در مزارع کار می&zwnj;کنند. اما مطمئنا همه آنها بیکار نشده&zwnj;اند. همانطور که تکنولوژی، خرمن چینی را ماشینی کرده است، مشاغل مرتبط با مشاغل جدید جایگزین شده&zwnj;اند. هنری فورد به پیدایش صنعت خودرو کمک کرد. استیو جابز، بیل گیتس و دیگران هم به پیدایش صنعت کامپیوتر کمک کردند و متخصصان متعددی ظهور کردند که هرگز قبلا به آنها فکر نکرده بودیم. در نتیجه مردم از یک زمینه به زمینه&zwnj;ای دیگر روی آوردند. شما تمایل دارید که مجددا شاهد چنین اتفاقی باشید. اما داده&zwnj;ها نشان می&zwnj;دهند که این موضوع آنقدرها هم سریع اتفاق نخواهد افتاد. ما شاهد ماشینی شدن و از بین رفتن مشاغل متفاوت هستیم؛ ولی همزمان شاهد ایجاد مشاغل جدید به همان سرعت نیستیم. هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانیم مشاغل جدیدی پیدا کنیم. این شاید به این دلیل باشد که ماشین&zwnj;ها بهتر از آن چیزی هستند که ما فکر می&zwnj;کردیم.البته من فکر نمی&zwnj;کنم که این موضوع بدی باشد، زیرا نهایتا هدف از توسعه اقتصادی و توسعه تکنولوژی این است که ثروت بیشتر با کار کمتر ایجاد شود. منظور من این است که آیا این همان چیزی نیست که ما به دنبالش هستیم؟ ثروت بیشتر با کار کمتر؟ پس اگر ما در حال تجربه یک اقتصاد علمی-تخیلی هستیم و اگر می&zwnj;توانیم سیستمی اقتصادی داشته باشیم که با این موضوع سازگار باشد و راهی را پیدا کند که مردم هم در این فواید سهیم بوده و همچنان به دنبال معنی و ارزش&zwnj;ها در زندگی باشند، به نظر چیز بدی نمی&zwnj;رسد. ممکن است در دهه پیش رو، ما با این سوال که چگونه سیستمی اقتصادی بسازیم که همزمان با سرعت سیستم تکنولوژی ما، تغییر کرده و خود را وفق دهد، مواجه شویم.
منبع: دنیای اقتصاد
دسته بندی: مطالب آموزشی (مدیریت)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کنفرانس ملی دانشجویی کارآفرینی</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/کنفرانس-ملی-دانشجویی-کارآفرینی</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/کنفرانس-ملی-دانشجویی-کارآفرینی</guid>

<description><![CDATA[
سومین کنفرانس ملی و اولین کنفرانس بین المللی دانشجویی کارآفرینی در تاریخ 16 و 17 مهر ماه 1392 برگزار می گردد.
http://ent-stu.ut.ac.ir

&nbsp;دسته بندی: همایش، جشنواره و کنفرانس]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>همايش بهبود فضاي کسب و کار در ايران</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/همايش-بهبود-فضاي-کسب-و-کار-در-ايران</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/همايش-بهبود-فضاي-کسب-و-کار-در-ايران</guid>

<description><![CDATA[
http://www.iranbei.ir

تاريخ هاي مهم
آخرين مهلت ارسال مقالات: 31 تيرماه 1392
اعلام پذيرش مقالات: 20 مردادماه 1392
برگزاري همايش: 26 و 27 مردادماه 1392
دسته بندی: همایش، جشنواره و کنفرانس]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تأثیر ویژگی‌هاي کارآفرینی بر تمایل به تشکیل بنگاه‌هاي کوچک</title>
<link>https://pelekan.loxblog.com/تأثیر-ویژگیهاي-کارآفرینی-بر-تمایل-به-تشکیل-بنگاههاي-کوچک</link>
<guid>https://pelekan.loxblog.com/تأثیر-ویژگیهاي-کارآفرینی-بر-تمایل-به-تشکیل-بنگاههاي-کوچک</guid>

<description><![CDATA[
از آن جا که کارآفرینی به عنوان یک عامل کلیدي رشد و توسعه اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی شناخته شده است، پژوهش هاي مرتبط با آن، واجد اهمیت بسیار است.

کارآفرین، عوامل مختلف تولید را گرد هم می&zwnj;آورد و با تلاش و کوشش&zwnj;هاي خلاقانه خود فعالیت&zwnj;ها را به سمت موفقیت سوق می&zwnj;دهد. این پژوهش تأثیر ویژگی&zwnj;هاي روان شناختی و جمعیت&zwnj;شناختی کارآفرینان بر تمایل به تشکیل بنگاه&zwnj;هاي کوچک را مورد بررسی و مطالعه قرار داده است. بدین منظور با روش نمونه&zwnj;گیري تصادفی ویژگی&zwnj;هاي 160 نفر از کارآفرینان بنگاه هاي کوچک استان گیلان با استفاده از پرسش&zwnj;نامه جمع&zwnj;آوري و با روش همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از این است که بین ویژگی&zwnj;هاي کارآفرینان و تمایل به تشکیل بنگاه&zwnj;هاي کوچک همبستگی وجود دارد.
مقاله: &nbsp;
نویسندگان: دکتر علی قلی&zwnj;پور سلیمانی، فاطمه زادباقر صیقلانی
منبع: مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف
دسته بندی: مطالب آموزشی (کارآفرینی)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:16:51 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

